در آستانه ی نوروز باستانی برای تمام مهمانان این وبلاگ آرزوی سالی خوش را دارم .
صداي پاي بهاري
كه مياد اوّل نوروز
دلا ميگيرن بهونه
واسه خاطرات ديروز
ميگن عيد ، عيداي كهنه
عيداي بچگيامون
بوي تازگي چه ميكرد
تو خونه ، تو كوچههامون
لباساي تازه و نو
عيدياي جور و واجور
غصّه كي ميشد وبالِ
دلاي زنده و پُر شور
عمّه سالِ نو مبارك!
دايي صد سال به اين سالا !
ولي تو دلا ميگفتيم :
بده عيدي همي حالا
هواشَم يه جور ديگه بود
صاف و آفتابي و تازه
بازارِ شلوغ كجا بود
اگه بود ، چند تا مغازه
یكي آلوچه ، لواشك
يكی ساندويچ و پپسي
يكي اسباب بازياشو
ميگذاشت تو چند تا شانسي
گاهي بارون بهاري
زندگي رو تازه ميكرد
ريزش قطرههاي آب
باغو پُر آوازه ميكرد
ماهياي كوچك و سرخ
توي حوضاي پر از آب
مثِ الان كه نبودن
توي شيشه ، خسته و خواب
كُناراي سرخ و شيرين
روي شاخههاي زيبا
چند تا دمپايي كه مونده
اونجا لاي شاخ و برگا
شباي چارشنبه سوري
آتش و گودال كَني بود
بعدشَم چادر و كاسه
سُنّتِ قاشق زني بود
بيا تا دوباره سازيم
زنده عيداي قديمي
زنده اون سيزده بدرها
زنده حرفاي صميمي
نذاريم كه خواب بمونه
عمو نوروز تو زمستون
نذاريم كه بعد سرما
برسه فصلِ تابستون
عیدتان مبارک
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:20 توسط شریعت |
در چند روز گذشته ، دو مجموعه شعر ارزشمند از دو شاعر توانای کشورمان بدستم رسید ، یکی تقویم های تشنه اثر دکتر داود بیات شاعر توانمند اهل استان همدان و دیگری تا آسمان تا خدا ، مجموعه ای شامل اشعار و خاطرات شاعر صمیمی گو و توانمند اهل استان آذربایجان شرقی جناب حاج محمد علی رستمی متخلص به وصال می باشد . ضمن تشکر و سپاس فراوان از هر دوی این عزیزان بخاطر ارسال کتابشان ، به پاس ادب و وظیفه ، سعی دارم در این مقوله بمنظور آشنایی شما دوستان عزیز با این دو اثر با ارزش ، گذری در حد توان به هر دو مجموعه داشته باشم . تقویم های تشنه ( دکتر داود بیات ) کتابی است در قطع رقعی در 103 صفحه که شامل مجموعه ای از سروده های کلاسیک بین سال های 1371 تا 1386 شاعر را در بر می گیرد . موضوعات اکثر اشعار این مجموعه را مضامین ارزشی با درون مایه های اجتماعی ، عشق ، آیینی تشکیل می دهد و آنچه بیشتر به چشم می آید تاثیر پذیری شاعر از ادبیات دفاع مقدس است که در اکثر ابیات اشعارش به وضوح قابل فهم است . دو دستت را به گرمی می فشارم به پیشت هر چه دارم می گذارم نگاه سر به زیری دارم امّا به غیر از یک سبد ترکش چه دارم ؟ یا این : بی تو نگاه چشم دلتنگ تفنگت بر چشم لال دست من پیچانده سنگت رگبار ، کوله پشتی ، تفنگ ، سنگر ، زخم ، و . . . میراث هایی هستند از دوران دفاع مقدس که در جای جای اشعار این کتاب یافت می شوند . تسلط شاعر بر واژگان و سعی و تلاشش برای نزدیک تر شدن به زبان حال و بر قراری ارتباط بهتر با مخاطب نیز قابل انکار نیست . برای جناب آقای دکتر داود بیات آرزوی موفقیت می کنم . و امّا تا آسمان تا خدا ( حاج محمّد علی رستمی ) کتابی است در قطع رقعی در 60 صفحه و با تیراژ 1000 جلد . این کتاب شامل پاره ای از خاطرات و اشعاری با زبان شیرین آذری و فارسی می باشد . معلم بودن شاعر ، آن هم در پاره ای اوقات در روستاهای محروم ، در نقل خاطرات شیرین بی تاثیر نبوده است . جناب رستمی کتاب را با یاد پدر که عزتش کار کردن بود و آرزویش به اوج رسیدن آغاز می کند و تقدیم می کند این اثر را به دو فرزند عزیزش افشین و نوشین . اشعار این شاعر نیز که با موضوعات اجتماعی و آیینی عجین گشته ، از سبک کلاسیک و نیمایی پیروی کرده و از صمیمیت خواصی برخوردار است . بطوریکه خواننده را تشویق به ادامه خواندن می کند . البته این شاعر عزیز نیز مانند هر ایرانی با اصالت به موطن مادری خود عشق می ورزد ، او زادگاهش شهر میانه را به زیبایی به زبان آذری و سپس فارسی به تصویر می کشد و اطلاعات دقیقی را از شرایط جغرافیایی و اقلیمی آن خطه به خواننده ارائه می دهد .( شعر میانا صفحه 33 ) . و آخرین سروده اش در این کتاب به نام آرمانشهر است ، شهری که هنوز دست یافتن بشر به آن در پرده ای از ابهام است . او این شهر را به زیبایی به تصویر کشیده . تصویری زیبا از یک آرزوی دیرین . برای وصالِ عزیز هم آرزوی موفقیت دارم . و دوستانی که مایلند این دو کتاب را تهیه کنند ، می توانند به وبلاگ این عزیزان که در بخش پیوندهای وبلاگم هستند ، مراجعه نمایند . یک شعر کوتاه از خودم : و بعد از تو شعرهای من شکل می گیرد در غباری از اندوه موفق باشید و بهروز
+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 16:31 توسط شریعت |