چشم هايم را به تو می بخشم تا در آئينه به خود آنگونه بنگری که من تو را ،. و قلبم را به سينه ی تو پيوند می زنم تا احساس کنی بيتابی ام را آنچنان که من ،. و يک دستم را در سواحل چابهار و دست ديگرم را در کرانه ی خور موسی به وسعت پيوند آب و خاک ، می گسترانم تا با احتساب ، تمامی خطاها در آغوش من آرام گيری پٌر خروش ...
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 9:54 توسط شریعت |