سال نو بر همه ی شما خجسته باد
صداي پاي بهاري كه مياد اول نوروز دلا مي گيرن بهونه واسه خاطرات ديروز ميگن عيد ، عيداي كهنه عيداي بچه گيامون بوي تازه گي چه ميكرد تو خونه ، تو كوچه هامون لباساي تازه و نو عيدي ياي جور و واجور غصه كي مي شد وباله دلاي زنده و پُر شور عمه سالِ نو مبارك ! دايي صد سال به اين سالا ! ولي تو دلا مي گفتيم : بده عيدي همي حالا هواشَم يه جور ديگه بود صاف و آفتابي و تازه بازارِ شلوغ كجا بود اگه بود ، چند تا مغازه يكي آلوچه ، لواشك يك ساندويچ و پپسي يكي اسباب بازياشو مي گذاشت تو چند تا شانسي گاهي بارون بهاري زندگي رو تازه مي كرد ريزش قطره هاي آب باغ و پُر آوازه مي كرد ماهي هاي كوچك و سرخ توي حوضاي پر از آب مثِ الان كه نبودن توي شيشه خسته و خواب كُناراي سرخ و شيرين روي شاخه هاي زيبا چند تا دمپايي كه مونده اونجا لاي شاخه برگا شباي چارشنبه سوري آتش و گودال كَني بود بعدشَم چادر و كاسه سنَتِ قاشق زني بود بيا تا دو باره سازيم زنده عيداي قديمي زنده اون سيزده بدرها زنده حرفاي صميمي نذاريم كه خواب بمونه عمو نوروز تو زمستون نذاریم که بعد سرما برسه فصلِ تابستون
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 17:2 توسط شریعت |
سلام دوستان عزیز و ادب دوست
اول : بزودی با شعر نوروز در آغاز سال نو به روز می شوم .
دوم اینکه : پس از یکسال و نیم انتظار بلاخره مجموعه اشعارم با نام { بهار باغ همسایه }
مجوز چاپ گرفت و احتمالاٌ در فروردین ۸۶ به بازار خواهد آمد .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 23:27 توسط شریعت |